
در پانتئون بزرگترین فوتبالیست های تاریخ، فرانتس بکن باوئر جایگاه منحصر به فردی را اشغال کرده است. معمولاً این بازیکنان تهاجمی هستند که تمایل دارند بر لیست های GOAT (برترین های تمام دوران) تسلط داشته باشند، زیرا گل ها، دریبل ها و توپ های آنها از نظر زیبایی شناختی بیشتر از یک تکل به موقع یا یک مهار هوشمندانه برای چشم غیر مسلح جذاب است. بازی بکن باوئر در درجه اول برای گرفتن موقعیت عمیق تری در زمین لازم بود. او به اندازه دیگو مارادونا و لیونل مسی با توپ حیله گر نبود، به اندازه پله در مقابل دروازه مهلک نبود و مانند یوهان کرایف مانور خاصی برای جذب تماشاگران در سکوها نداشت. با این حال، چیزی که او داشت، مهارت دفاعی فراوان و توانایی حمل توپ از پشت بود، و پیشگام در نقش یک “جاروبگر مهاجم” همانطور که فیفا آن را در طول دوران بازیگری برجستهاش توصیف میکند، بود. در اصل، او یک فوتبالیست کامل بود که در هر قسمت از زمین راحت بود و با لطف و اقتدار خود، نام “در قیصر” را کاملا رعایت می کرد. سالهای اولیه او به عنوان یک مهاجم مرکزی احتمالاً مسئول تأثیرگذاری بر سبک فراگیر بکنباوئر بود.
گویای این است که قبل و یا بعد از او هیچ کس به طیفی از مهارت ها که بکن باوئر بود مجهز نبوده است. به همین دلیل است که در حالی که استعدادهای زودرس به طور معمول به عنوان جانشینان احتمالی مارادونا یا مسی یا رونالدو مطرح میشوند – همانطور که این پیشبینیها قابل اجتناب و نادرست هستند – یافتن “بکن باوئر بعدی” یک پیگیری بیهوده است. بکنباوئر با نام بردن از پله، مارادونا، مسی و کرایف، توانست به چیزی دست یابد که تعداد کمی از بازیکنان در پست خود مدیریت میکنند – بر محدودیتهای ناظر معمولی که نمیتواند به گلهای گذشته و ترفندهای عجیب نگاه کند، غلبه کند.
در خاطره اخیر، فابیو کاناوارو، مدافع میانی ایتالیایی برای مدت کوتاهی به عنوان بهترین بازیکن جهان شناخته می شد – او در سال 2006 برنده بهترین بازیکن سال فیفا شد – اما تقریباً سه دهه بعد از بکن باوئر آمد و آن استانداردها را برای مدت طولانی حفظ نکرد. .
در مورد بکن باوئر، کاری وجود نداشت که او نتواند انجام دهد. او میتواند خطرناکترین بازیکن حریف را بهعنوان یک بازیکن 20 ساله در یک دوئل جذاب با بابی چارلتون در فینال 1966 در ومبلی نشان دهد. چهار سال بعد، در برابر همان حریفان در یک چهارم نهایی، او توانست با یک گل خوب از بیرون محوطه 18 قدم، 0-2 به عقب برگردد. و در سال 1974، او میتوانست تیم هلندی الهام گرفته از کرایف را که تا فینال نام تجاری «توتال فوتبال» خود را به نمایش گذاشته بود، تحت کنترل داشته باشد.
در میان کمکهای بیشمار بکنباوئر به این ورزش، نقش او در تبدیل آلمان به یک نیروی فاتح در بزرگترین مرحله است که مسلماً میراث تعیینکننده اوست. مطمئناً، بکنباوئر در مونیخ پس از جنگ، زمانی که آلمان غربی اولین قهرمانی خود در جام جهانی را در سال 1954 به دست آورد، همه 9 ساله بود. به طور مداوم شروع به رسیدن به پایان تجاری این رویدادهای خیمه شب بازی کرد. در سه حضور بکن باوئر در جام جهانی به عنوان بازیکن، بدترین نتیجه او خروج از نیمه نهایی ایتالیا در سال 1970 بود. او در سال 1966 نایب قهرمان شد و در سال 1974 تاج را به دست آورد.
این همش نیست. بکن باوئر همچنین در آخرین حضور خود برای کشورش در یک تورنمنت بزرگ آلمان را به قهرمانی در مسابقات قهرمانی اروپا در سال 1972 و بار دیگر به فینال در سال 1976 هدایت کرد. اینکه او در 50 بازی از 103 بازی کاپیتان تیم ملی کشورش بود، گواهی بر ویژگی های رهبری اوست.
هیچ چیز به اندازه دوران باشگاهی او در بایرن مونیخ، نقش بکن باوئر را در شکل دادن به فوتبال آلمان به عنوان یک نهاد مسلط نشان نمی دهد. اکنون ممکن است غیرقابل باور به نظر برسد، اما بایرن در زمان راه اندازی بوندس لیگا در سال 1963 در رده دوم بوندسلیگا ضعیف بود. تنها چند سال بعد بود که باشگاه باواریایی به لیگ دسته اول صعود کرد، اما بکن باوئر شانس خود را تغییر داد. به محض اینکه در فصل 69-1968 کاپیتان شد. او آنها را در اولین فصل خود با مسئولیت بیشتر به قهرمانی در بوندس لیگا رساند و در نیمه دوم دهه بعد، باشگاه آلمانی نه تنها عناوین لیگ را در خانه به دست آورد، بلکه بر قاره نیز تسلط یافت – آنها یک هت تریک کردند. عناوین بوندسلیگا از سال 1972 تا 1974 قبل از کسب قهرمانی متوالی در جام ملت های اروپا (که اکنون لیگ قهرمانان اروپا نامیده می شود) از سال 1974 تا 1976.
پس از پایان دوران بازیگری او، ذهن فوتبالی زیرک او به عنوان سرمربی برای گسترش سلطه آلمان در جام جهانی مورد استفاده قرار گرفت. او که در سال 1984 به عنوان مربی تیم ملی منصوب شد، آنها را در سال 1986 به فینال برد، جایی که آنها به آرژانتین مارادونا شکست خوردند، اما او مطمئن شد که آنها چهار سال بعد در ایتالیا جبران می کنند. تا به امروز، او یکی از سه نفری است که در کنار ماریو زاگالو برزیلی و دیدیه دشان فرانسوی، جایزه بزرگ را هم به عنوان بازیکن و هم به عنوان سرمربی برنده شده است.
لوتار ماتهاوس، کاپیتان بکنباوئر در جام جهانی 1990، به SPORT BILD گفت: «شوک عمیق است، حتی اگر میدانستم فرانتس حال خوبی ندارد. مرگ او ضایعه ای برای فوتبال و برای کل آلمان است. او یکی از بهترین ها به عنوان بازیکن و مربی و همچنین خارج از زمین بود. فرانتس نه تنها در فوتبال یک شخصیت برجسته بود و از شهرت جهانی برخوردار بود.
چهار قهرمانی آلمان در جام جهانی به این معنی است که آنها فقط با پنج قهرمانی از برزیل عقب هستند، اما خروج آنها از مرحله گروهی در دو دوره اخیر یادآور واضحی است که آنها نمی توانند موفقیت خود را بدیهی بدانند. حداقل تا زمانی که نتوانند دوباره استعدادهای بکن باوئر را کشف کنند.