3 چیزی که Kindle Scribe من جایگزین کرد (و تنها چیزی که نتوانست)

نوتبوکهای دیجیتال هرگز یک گام رو به جلو در فناوری نبودند که قبلاً در نظر گرفته بودم. کاغذ شکسته نشده بود (هزاران سال بود که شکسته نشده بود) پس چرا آن را تعمیر کنید؟ بین برنامهریزهای کاغذی، نوتبوکها، مکبوک و آیفون من، شکاف بین گردش کار آنالوگ و دیجیتال من قابل کنترل بود و من هرگز متوجه آن نشدم، مگر اینکه یکی یا دیگری را در خانه رها کنم.
اما بعد فرصتی پیدا کردم که از کیندل اسکریب استفاده کنم و بعد از یک ماه از اینکه چقدر زود یادداشت های کاغذی و لوازم التحریرم را فراموش کردم شگفت زده شدم. آخرین تاریخ ثبت نام در برنامه مارپیچ من 23 اکتبر بود و از آن زمان به عقب نگاه نکرده ام. به عنوان کسی که هرگز فکر نمی کرد از یک نوت بوک دیجیتال استفاده کند، در اینجا سه موردی است که پس از استفاده از Kindle Scribe کنار گذاشتم – به علاوه یک چیز که هنوز هم از آن دست نمی کشم.
- قطعنامه
-
300ppi
- اندازه صفحه نمایش
-
10.2 اینچ
- باتری
-
12 هفته
Kindle Scribe نوت بوک دیجیتال E Ink آمازون برای یادداشت برداری است.
چک لیست های کاغذی
اما نه چک لیست Apple Notes
قبل از کاتب، برای چک لیست هایم به دفترچه های نوشت افزار پاره شده تکیه می کردم. هیچ چیز رضایتبخشتر از نوشتن یک کار و در نظر گرفتن یک نشانگر رنگی و ضخیم از آن پس از تکمیل آن نیست. آنها موفقیتهای کمی دوپامین بودند که گذراندن یک روز کاری شلوغ را آسان میکردند، و این احساسی بود که من متقاعد شده بودم که در قالب دیجیتال وجود نخواهد داشت.
وای چقدر اشتباه کردم صفحات دیجیتال نامحدود به معنای لیست نامحدودی از کارهای انجام شده بود، و من می توانستم موارد تکمیل شده را دقیقاً مانند قبل با یک نشانگر بررسی کنم — تنها تفاوت این بود که نمی توانستم از خودکارهای رنگی خود استفاده کنم. اما پس از آن، زمانی که زمان یک صفحه جدید فرا رسید، مانند هر روز با یک دفترچه یادداشت فیزیکی، کاغذ را در سطل زباله نمی انداختم.
این، و من هرگز لیست کارهایم را پشت سر نگذاشتم – حتی اگر کاتب را در خانه فراموش کرده باشم. تمام نوتبوکهای من با برنامه Kindle در تلفن من همگامسازی شدند، بنابراین مهم نیست که چه اتفاقی میافتد، به لیست وظایفم دسترسی داشتم.
برنامه ریزان روزانه و هفتگی
دیگر جایم را در صدها صفحه از دست نمی دهم
یکی از مزایای فراوان Scribe، تنوع زیاد الگوهای آن است که از کاغذهای سنتی رایج و قالبهای سازمانی تقلید میکنند، مانند:
خالی
خطدار (خطدار باریک، خط متوسط، پهن و با حاشیه)
دارای خط عمودی (و با حاشیه)
شبکه
نقطه چین
چک لیست
برنامه ریزان روزانه، هفتگی و ماهانه
ردیاب های عادت
تابلوهای داستان
نت برگ
اینجاست که من بلافاصله برنامه ریزهای کاغذی ام را رها کردم – هم برنامه روزانه مارپیچی و هم صفحه کاغذی هفتگی پاره شده ام – به نفع دو دفترچه جدید. برنامه ریزهای روزانه و هفتگی داخلی به سرعت به قالب های مورد علاقه من تبدیل شدند و هنوز هم همان هایی هستند که بیشترین زمان را در آنها صرف می کنم، حتی بیشتر از چک لیست روزانه ام.
بعلاوه، اگر بیش از حد بخوابم و مجبور باشم برنامه انسداد زمانی روزانه خود را دوباره تنظیم کنم، لازم نیست یک صفحه کامل از برنامه خود را هدر دهم. درعوض، میتوانم از ابزار حلقه برای انتخاب متنی که میخواهم حذف یا منتقل کنم استفاده کنم و این کار را انجام دهم. بدون کاغذ هدر رفته، و بدون از بین بردن پاک کن گرانبها در انتهای یک مداد.
نیم دوجین نوت بوک تصادفی روی میز من پراکنده شدند
فضای کارم (و مغزم) را شلوغ کرد
یکی از زیانهای دسکتاپ من، شش یا هفت دفتر نوشته و مجلات جلد چرمی است که در سراسر آن پخش شدهاند. مغز من تمایل دارد به همه چیز به یکباره فکر کند، بنابراین باید تمام دفترچه های مربوطه را در نزدیکی خود نگه دارم تا فرصتی را برای نوشتن ایده میلیون دلاری بعدی خود از دست ندهم. نوتبوکها از ایدههای داستانی گرفته تا فهرستهای خواربارفروشی، و حتی شعرهای کوچکی که وقتی باید در عوض داستانی بنویسم در ذهنم میآیند، مثلاً از Kindle Scribe استفاده میکند.
مشکل این بود که اگر یکی از آن ایدهها به ذهنم میرسید، قبل از اینکه دفترچهای را که به دنبالش بودم پیدا کنم، دو یا سه تا از دفترچهها را باز میکردم، که تمام هدف «سازماندهی» ماندن را از بین میبرد. این به سرعت با Scribe تغییر کرد.
دفترچهها ممکن است رنگارنگ یا با چرم ایتالیایی صحافی نشده باشند، اما برچسبدار بودند و تنها با دو یا سه ضربه فاصله داشتند. از آنجایی که من از Kindle Scribe استفاده کردهام، و دفترچههای کاغذی من در یک پشته زیبا در گوشهای قرار گرفتهاند، ایدههای بیشتری به تخته طراحی میرسد. یک برد زیبایی شناختی
چیزی که Kindle Scribe نتوانست جایگزین آن شود
تقویم دیواری کاغذی من
چیزی که Kindle Scribe من را راحتتر نمیکرد برنامهریزی ماهانه من بود. گاهی اوقات وقتی روز یا هفتهام را برنامهریزی میکنم، مرتباً به تقویم دیواری خود نگاه میکنم تا برنامههایی را که روزها، هفتهها یا حتی ماهها قبل انجام دادهام بررسی کنم و مطمئن شوم که خودم را بیش از حد رزرو نمیکنم. نگاهی به دیوار در حالی که من در حال یادداشت برداری در یکی از دفترهای کاتبانم هستم بسیار ساده تر است تا اینکه یک دفترچه را ببندم، دفتر دیگری را باز کنم و شاید حتی فراموش کنم که در وهله اول در آن دفتر چه می کردم.
بعلاوه، بزرگی که روی دیوار من نشسته است، نه تنها کاربردی است – بلکه با دکوراسیون آپارتمان من مطابقت دارد. اینجا جایی است که نمیتوانم قلمها و مدادهای رنگیام را کنار بگذارم، و کاتب همان پیتزا را در آنجا ندارد.

