دهلی نو: چنین روزی بود. همونجوری که شروع به فکر کردن به بزرگان میکنی از گارینشا، فرنس پوشکاش، پله، یوهان کرایف، فرانتس بکن باوئر، میشل پلاتینی، دیگو مارادونا، مارکو فن باستن، زین الدین زیدان، رونالدو (OG)، لیونل مسی و کریستیانو رونالدو. لیست کامل نیست حتی نزدیک هم نیست اما از آنجایی که بازی آرژانتین و الجزایر در روز چهارشنبه به پایان رسید، سخت بود که در یک حالت رویایی قرار نگیریم.
کیلیان امباپه مهاجم فرانسوی (AFP)
ماشه البته هت تریک لیونل مسی بود. او 38 سال دارد اما لمس او را رها نکرده است و غریزه گلزنی هم او را رها نکرده است. درست 20 سال پس از به ثمر رساندن اولین گل خود در جام جهانی فوتبال در 16 ژوئن 2006، او سه گل دیگر را به ثمر رساند. ما میتوانستیم خیلی چیزها بگوییم، اما شاید کلمات ارلینگ هالند در اسنپ چت به بهترین وجه بیانگر آن باشد: “مسی یک دیوانه است.”
یک “دیوانه”… بله. اما آیا او از همه دیوانه تر است؟ پله می توانست دور حریف دور بزند و وقتی در جام جهانی 1962 مصدوم شد، گارینشا نشان داد که او هم می تواند همین کار را انجام دهد. سبک کرایف افسانه ای بود و او حتی حرکتی را به وجود آورد (نوبت کرایف) که هنوز نام او را دارد. بکن باوئر رفتگر را به جالب ترین موقعیت بازی تبدیل کرد. از نظر جنون محض (نه فقط از نوع فوتبالی)، هیچ کس هرگز با مارادونا برابری نمی کند – از “دست خدا” تا “گل قرن” تا محرومیت به دلیل دوپینگ در جام جهانی 1994 – او همه این کارها را انجام داد.
پس بز (بزرگترین تمام دوران) کیست؟ و چرا ما برای کسانی که انجام می دهیم ریشه می زنیم؟ آیا حتی یک بحث عقلانی است؟ تعداد کمی از بحثها در ورزش بلندتر، آشفتهتر یا اعتیادآورتر از بحث GOAT هستند.
این یک بحث بسیار مدرن است (رپر LL Cool J این مخفف را در آلبوم همنام خود در سال 2000 ابداع کرد که در بالای بیلبورد 200 ایالات متحده عرضه شد) اما ریشه های آن قدیمی است. به هر حال، بسیاری ادعای عنوان برترین را دارند. اسطوره بوکس، محمد علی یک بار به قول معروفی گفته بود: “من بهترین هستم. من این را حتی قبل از اینکه بدانم هستم، گفتم.”
بقیه این دوره شاید کمی متواضع تر باشند. اما طرفداران اینطور نیستند. بحث مسی و رونالدو تقریباً دو دهه است که بالا گرفته است و حتی در حال حاضر نیز پاسخ روشنی در ذهن بسیاری وجود ندارد. حالا امباپه ادعای خودش را دارد. این چیزی است که آن را سرگرم کننده می کند. این چیزی است که باعث شادی آن می شود.
اما بحث GOAT واقعاً در مورد چه چیزی باید باشد؟ آیا می توانید ورزشکاران را در اوج خود مقایسه کنید؟ آیا به طول عمر نگاه می کنید؟ آیا مهارت است؟ آیا قدرت است؟ آیا کاریزما است؟ آیا ترکیبی است؟ آیا در چه زمانی و در چه مقطعی از حرفه آنها آنها را تماشا کردیم؟
مقایسه بازیکنان در دورههای مختلف کاری پرخطر است و آماردانان سعی کردهاند راههایی برای پر کردن این شکاف ابداع کنند. اما هرگز اینطور کار نمی کند. عظمت را باید صرف نظر از دوران قدر دانست زیرا برای همیشه ادامه ندارد. کارها کوتاه هستند، از ون باستن بپرسید و او این را به شما خواهد گفت. آسیب دیدگی مچ پا باعث شد تا او آخرین بازی حرفه ای خود را در سن 28 سالگی انجام دهد. او همه چیز را داشت – سرعت، بینایی، هوش، می توانست با راست و چپ شوت بزند – اما ورزش می تواند بی رحمانه باشد.
بحث GOAT چیزی نیست جز قدردانی از امتیاز تماشای آنها در بهترین حالت و لذتی که این عمل به ما داد. ما برای دوران خود می جنگیم. برای ستاره ما، اما از طریق آن، ما بزرگان دیگر را زنده می کنیم و این چیزی است که آن را مهم می کند. در این عصر پربار اطلاعات که ما به هم متصل هستیم اما در سیلوهای خودمان گیر کرده ایم، خیلی چیزها فراموش می شوند.
در نوع خود داستان سرایی است و برنده مهم نیست. قدیمیها با چشمهای براق، افسانههای آکنده از دلتنگی و هذیان را به نمایش میگذارند. هزارههای قبل از اینترنت در مورد نبوغی صحبت میکنند که در صفحههای تلویزیون جامعهشان میدرخشید. در حالی که نسل اینترنت یک حلقه برجسته برای بیان نظر خود پیدا خواهد کرد.
عظمت به نمایش گذاشته شد، ما آن را تماشا کردیم و تابیدن نور بر آن لحظه مایه شادی است. این باعث می شود طرفداران عمیقاً حفاری کنند. برای قهرمانان خود بجنگند و این در نوع خود ورزش را خاص می کند. پس زنده باد بحث GOAT و باشد که این جام جهانی به ما اجازه دهد چند بازیکن دیگر را وارد میدان کنیم.