فوتبالورزشی

دست خدا، پاهای آتش: بعدازظهر دیگو مارادونا رسوایی و نبوغ را جدایی ناپذیر کرد


چهل سال بعد، یک بعد از ظهر در مکزیکوسیتی هنوز تعریف می کند که فوتبال چه چیزی می تواند باشد – رسوا، عالی و کاملا فراموش نشدنی.

دیگو مارادونا با جام جهانی 1986. (X تصاویر)

بزرگترین جام جهانی تاریخ چند هفته دیگر است. چهل و هشت کشور، 104 مسابقه، سه کشور میزبان – ایالات متحده، کانادا و مکزیک، مسابقاتی که آنقدر گسترده شده است که به سختی می تواند جاه طلبی خود را حفظ کند. ورزشگاه آزتکا در مکزیکوسیتی باز هم میزبان مسابقات خواهد بود. این بدان معناست که چمن زمینی که شاهد بیشترین بحث هشت دقیقه ای در تاریخ فوتبال بوده، بار دیگر میزبان بازی جهان خواهد بود.

چهل سال پیش، در یک بعدازظهر آفتاب‌گیر ژوئن در همان آزتکا، یک آرژانتینی تنومند با شماره 10 روی پشتش، نبوغ و فریبکاری را در یک نیمه به ثمر رساند، دو گل به ثمر رساند که متفاوت‌تر از این نبود، و کشورش را به فینال جام جهانی فرستاد که می‌توانست برنده شود. هیچ بعدازظه ای بیشتر اسطوره این ورزش را شکل نداده است.

مرحله حتی در آن زمان نیازمند زمینه بود. این بازی چهار سال پس از جنگ فالکلند بین آرژانتین و بریتانیا برگزار شد که بخش مهمی از رقابت شدید بین دو کشور بود. آرژانتین به جزایر فالکلند یا لاس مالویناس حمله کرده بود – نامی که استفاده می‌کنید وفاداری شما را مشخص می‌کند، یک قلمرو ماورای دریای بریتانیا در حدود 300 مایلی سواحل آرژانتین. صدها نفر از هر دو طرف کشته شده بودند. زخم چهار ساله بود و هنوز خام بود. این فقط یک چهارم نهایی نبود.

مشت یک ملت

22 ژوئن 1986 بود. ورزشگاه آزتکا در حالی که آرژانتین و انگلیس با هم روبرو شدند پر از تنش بود. نیمه اول هیچ چیز حل نشده بود. سپس، شش دقیقه بعد از نیمه دوم، دیگو مارادونا قبل از اینکه توپ توسط استیو هاج، هافبک انگلیسی به سمت او بازگردد، حمله را آغاز کرد. به جای اینکه سرش تماس برقرار کند، دست چپش بود که توپ را به طور نامحسوسی از کنار دروازه بان پیتر شیلتون عبور می داد. در کمال ناباوری بازیکنان انگلیسی، داور نتوانست توپ هندی را ببیند و اجازه داد تا دروازه بایستد.

بازیکنان انگلیس فوران کردند. بازیکنان آرژانتین، از جمله خود مارادونا، در این مورد آرام‌تر بودند. او بعداً به یاد می آورد: “من منتظر بودم تا هم تیمی هایم مرا در آغوش بگیرند و هیچکس نیامد.” به آنها گفتم بیایید بغلم کنید وگرنه داور اجازه نمی دهد.

پس از مسابقه، وقتی مستقیماً از او پرسیده شد، او خطی را پیشنهاد داد که بیشتر از او زنده بماند. “کمی با سر مارادونا و کمی با دست خدا.” عبارت گیر کرد. افسانه دنبال شد. سال ها بعد، مارادونا اذعان کرد که به طور غیرقانونی توپ را به دست گرفته است و گفت که گل را انتقامی نمادین می داند. شکست آرژانتین در جنگ فالکلند.

همچنین بخوانید: فیفا 48 پایگاه تمرینی تیم های جام جهانی را فاش کرد

هدفی که جهان به تماشای آن ایستاد

بازیکنان انگلیس همچنان عصبانی بودند و همچنان خون می خواستند، زمانی که مارادونا چهار دقیقه بعد توپ را در نیمه خود جمع کرد. آنچه بعداً اتفاق افتاد خشم آنها را نامربوط کرد.

مارادونا با عبور از چهار بازیکن بیرون زمین – پیتر بردزلی، پیتر رید، تری بوچر دو بار و تری فنویک – حرکتی 60 یارد و 10 ثانیه‌ای را به سمت دروازه انگلیس آغاز کرد.

مردانی که وظیفه داشتند او را متوقف کنند فقط می توانستند رفتن او را تماشا کنند. بازيكنان انگليسي همچنان خشمگين بودند و مطمئناً چند نفر مي‌خواستند پاي او را دو نكنند – در دوراني كه تكل‌هاي خشونت‌آميز معمول بود، اگر فرصت داده مي‌شد تلاش مي‌كردند. مارادونا به آنها یکی داد. او غیرقابل توقف بود.

ویکتور هوگو مورالس، مفسر آرژانتینی، که غلبه کرده بود، این سوال را پرسید که تمام سیاره در سکوت می پرسید: “از چه سیاره ای آمده ای؟” حتی گری لینهکر، مردی که در دقیقه 81 یک گل را برای انگلیس عقب انداخت، نمی توانست خلاف این را وانمود کند. “احساس می‌کردم که تشویق کنم. قبلاً چنین احساسی نداشتم. زدن چنین گل زیبایی غیرممکن بود.” در سال 2002، در سراسر جهان نظرسنجی فیفا آنچه را که قلب از قبل می دانست، تایید کرد و آن را به عنوان هدف قرن انتخاب کرد.

آنچه در پی داشت

فینال در همان Estadio Azteca در 29 ژوئن برگزار شد. خوزه لوئیس براون در دقیقه 23 با ضربه سر آرژانتین را به جلو فرستاد و خورخه والدانو آن را در دقیقه 56 دوبل کرد. آلمان غربی با استفاده از کارل هاینز رومنیگه و رودی ولر به نتیجه 2-2 برگشت. سپس، در دقیقه 84، اگرچه مارادونا در تمام طول بازی به شدت مشخص بود، یک پاس را به خورخه بوروچاگا داد و او آن را به خانه برد. آرژانتین 3، آلمان غربی 2. جام مال آنها بود.

هیچ بازیکن دیگری، حتی پله در سال 1958 یا پائولو روسی در سال 1982، مانند مارادونا در مکزیک در یک جام جهانی تسلط نداشتند. پنج گل، پنج پاس گل، توپ طلا و کشوری که روی شانه های یک مرد به افتخار رسید.

با بازگشت جام جهانی به همان عرض های جغرافیایی – به آمریکای شمالی، به قاره ای که مارادونا در آن تاریخ ساز شد، نسلی از بازیکنان لحظاتی را دنبال می کنند تا لحظه های خود را بخوانند. آنها میله را به طرز غیرممکنی بالا خواهند یافت. در یک بعد از ظهر در سال 1986، یک مرد آن را آنجا گذاشت و دیگر پایین نیامد.



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا