
پل دویل در 26 مه مینی ون خود را در میان دریای هواداران در دو دقیقه وحشت زد که تنها زمانی پایان یافت که یک رهگذر سوار خودرو شد و آن را مجبور به پارک کرد. بر سر مردم آرام گرفت.
قاضی اندرو مناری به دویل در دادگاه تاج و تخت لیورپول گفت: «شما به مردم ضربهای به سر میزنید، دیگران را به کاپوت میکوبید، از روی دست و پا میراندید، کالسکهها را له میکردید و آنهایی را که در آن اطراف بودند مجبور میکردید با وحشت پراکنده شوند». “شما با سرعت و مسافت قابل توجهی شخم زدید، مردم را به شدت کنار زدید یا به سادگی از روی آنها راندید، نفر به نفر.”
دادستان ها گفتند که دویل به شدت عصبانی شده بود زیرا نمی توانست آنقدر سریع به جایی که می رفت و دوستانی را که در رژه شرکت کرده بودند برسد.
دویل در طول مدت دو روز صدور حكم هق هق گریه كرد و دادستان ها با استفاده از فیلم های تصویری و خواندن اظهارات احساسی ده ها قربانی، جنایت را شرح دادند. این مرد 54 ساله ماه گذشته به 31 فقره اتهام از جمله رانندگی خطرناک و چندین فقره تلاش یا ایجاد صدمه شدید بدنی و جراحت عمدی اعتراف کرد.
سن قربانیان از یک پسر بچه 6 ماهه که به طور معجزه آسایی در اثر برخورد مادرش و کنار انداختن کالسکه نوزادش آسیبی ندید تا یک زن 77 ساله که در زیر ماشین در حوضچه خون گیر کرده بود.
فیلم دوربین داشبورد خودروی دویل، افراد وحشت زده را نشان میدهد که سعی میکنند قبل از کوبیده شدن، پرت شدن در هوا یا لیز خوردن زیر سپر، به مکان امنی بروند.
بسیاری گفتند که از وقوع یک حمله تروریستی می ترسند.
دادستان پل گرینی گفت، اما توضیح “به همان سادگی بود که عواقب آن وحشتناک بود.” “او مردی بود که خشمگین بود و خشم او را کاملا فراگرفته بود.”
فیلمهای دویل او را در حال فحش دادن به مردم در خیابان، به صدا درآوردن بوق و استفاده از کلمه F در حالی که فریاد میزد «حرکت، حرکت، حرکت کن» نشان میدهد.
گرینی گفت، حتی پس از اینکه دانیل بار، که به طور غریزی عمل کرد و در زمان توقف کوتاهی در خودرو پرید، توانست خودرو را متوقف کند، دویل همچنان پای خود را روی پدال گاز نگه داشت و باعث وحشت کسانی شد که زیر خودروی دو تنی گیر کرده بودند.
وقتی دویل را در یک ون پلیس گذاشتند، او گفت: “من به تازگی زندگی خانواده ام را خراب کردم.”
یک دادستان ساعاتی را صرف خواندن اظهارات قربانیان کرد، برخی از آنها هنوز در حال پرستاری از جراحات جسمی بودند و برخی دیگر با خاطرات فریادها، صدای اصابت اجساد و چرخش موتور خودرو تسخیر شده بودند.
گروهبان گفت: «پریشانی از دیدن پراکنده شدن جمعیت در وحشت و پرتاب اجساد به هوا چیزی است که برای همیشه با من خواهد ماند. دن همیلتون از پلیس مرسی ساید که مجروح شد. “صداها کسالت آور بود، ضربات کسل کننده ای که توصیف آنها دشوار است و فراموش کردن آنها غیرممکن است. یادم می آید که با این فکر دراز کشیده بودم “این است، من می خواهم بمیرم.”
پسر 16 ساله ای که در کابوس ها بیدار مانده بود، شاگردی خود را به عنوان نجاری از دست داد زیرا نمی توانست تمرکز کند. یک مرد 23 ساله مجبور شد دوباره راه رفتن را یاد بگیرد. زنی که اهل آن منطقه نیست گفت لهجه لیورپولی اکنون باعث ایجاد اضطراب می شود. زنی که دخترش از طرفداران پر و پا قرص لیورپول بود دیگر نمی توانست مسابقات آن را تماشا کند.
سوزان فارل گفت: “منظره پیراهن های قرمز و صدای شعارها یادآور آن روز غیرقابل تحمل است.”
دویل به پلیس گفت که وقتی جمعیت به ماشینش کوبیدند، یک شیشه را شکستند و سعی کردند او را از ماشین بیرون بکشند، وحشت کرده است. اما قاضی آن را رد کرد و آن را “به طور آشکار نادرست” خواند زیرا آنها به حمله او واکنش نشان دادند.
وکیل مدافع سیمون چسوکا گفت که دویل از کاری که انجام داد وحشت زده بود و شرمنده و پشیمان بود و انتظار همدردی نداشت.
چسوکا زمانی که دویل از نیروی دریایی سلطنتی اخراج شد، به 20 سالگی پریشان اذعان کرد و محکومیت های جنایی داشت که شامل گاز گرفتن گوش ملوان در یک دعوای مستی بود. اما دویل زندگی خود را تغییر داد، به دانشگاه رفت، شغل موفقی در زمینه فناوری اطلاعات داشت و سه فرزند را با همسرش بزرگ کرد.
چسوکا گفت که دویل آن روز قصد آسیب رساندن به کسی را نداشت. اما زمانی که او تصمیم گرفت از ردیف ماشینهای مسدود شده اجتناب کند و به جمعیت تبدیل شد، “جراحت جدی اجتنابناپذیر بود.”
پس از صدور حکم، قاضی گفت که به بار به دلیل “شجاعت استثنایی” او در متوقف کردن دویل، جایزه کلانتر عالی شجاعت را اعطا کرده است. بار توسط پلیس و نخست وزیر کیر استارمر به دلیل جلوگیری از کشتار بیشتر مورد ستایش قرار گرفت.
بار، کهنه سرباز ارتش و کارگر ساختمانی، گفت که به گروهی ملحق شده بود که خودرو را احاطه کرده بودند و قصد داشتند شیشه را بشکنند که دستگیره در را باز کرد و قبل از اینکه دویل دوباره با سرعت حرکت کند، به داخل پرید.
در حالی که برای کنترل ماشین درگیر بود، سگک کمربند ایمنی دویل را رها کرد و او ناپدید شد زیرا جمعیت خشمگین او را دور کردند. پلیس به سرعت وارد عمل شد و او را دستگیر کرد.
بار قهرمانی های خود را کم اهمیت جلوه داد و گفت که او کاری را انجام داد که بسیاری دیگر تلاش کردند انجام دهند.
او گفت: “فکر نمی کنم چیز خاصی باشد. می دانم که دیوانه کننده به نظر می رسد.” “اما من دوباره این کار را انجام خواهم داد.”
این مقاله از یک فید خبرگزاری خودکار بدون تغییر در متن تهیه شده است.

