فوتبالورزشی

مسی، امباپه، رونالدو: این جام جهانی متعلق به فوق ستاره هاست


یخ می زنند. قرمز می بینند. آنها در برابر تاریخ بلدرچین می شوند و یک ضربه پنالتی به آسمان می زنند. گاهی اوقات بهترین فوتبالیست ها در جام جهانی شکست می خورند. در بزرگ‌ترین صحنه، آنها می‌توانند به‌هرحال بهترین نباشند، قهرمانان هیاهو و نه استعداد. نه در سال 2026: این مسابقه تحت سلطه تایتان های این ورزش بوده است. عملکرد آنها درس هایی را برای مدیریت سوپراستارها ارائه می دهد – و نوری از عدالت کیهانی.

لیونل مسی، معبود آرژانتین، در سه بازی شش بار گلزنی کرد تا رکورد گلزنی در جام های جهانی را از آن خود کند. تا 1 ژوئیه، کیلیان امباپه زیبا از فرانسه (تصویر) نیز شش گل به ثمر رساند (AFP)

لیونل مسی، معبود آرژانتین، در سه بازی شش بار گلزنی کرد تا رکورد گلزنی در جام های جهانی را از آن خود کند. تا 1 ژوئیه، کیلیان امباپه زیبا از فرانسه (تصویر) شش گل نیز به ثمر رسانده بود. ارلینگ هالند از نروژ 5 نفر و وینیسیوس جونیور، بازیکن زنده برزیلی، 4 ضربه را زد. کریستیانو رونالدو پرتغالی در 41 سالگی تنها مردی بود که در 6 تورنمنت گلزنی کرده است.

به هیچ وجه چنین نمایشی اجتناب ناپذیر نیست. برای یک چیز، برخی از بازیکنان پیشرو هرگز به جام جهانی نمی‌رسند، زیرا کشور‌هایشان در جواز حضور در جام جهانی ناکام هستند. این سرنوشت جورج بست از ایرلند شمالی (که تبدیل به یک پلی بوی بدنام شد) و جورج وه (که رئیس جمهور لیبریا شد) بود. یا نورافکن ها ممکن است توسط کاوشگران ناشناس که به ارتفاعاتی می رسند که قبلا یا دوباره لمس نشده اند، یا توسط تیروهای شکسته گرفته شوند. پله در 17 سالگی قبل از جام جهانی 1958 در خارج از برزیل ناشناخته بود. در فینال او توپ را روی سر یک سوئدی زد و به آرامی توپ را به خانه فرستاد.

پله همچنین یک دلیل بدتر را نشان می دهد که چرا ستاره ها می توانند پاشیده شوند: زیرا آنها به شدت نجیب هستند. در سال 1966 او توسط یک مدافع سرنگون شد، با بازی بلند شد، اما دوباره کف پوش شد. او تا پایان مسابقه با ترحم روی یک پا چرخید. (در سال 1986، حریفان سعی کردند روی دیگو مارادونا یک عدد را انجام دهند، و بیش از هر بازیکنی در تاریخ جام جهانی، آرژانتینی را خطا کردند. این کار موثر نبود.)

بیشتر مربوط به سایر مشاغل، گاهی اوقات حتی ستاره های بزرگ تحت فشار رویداد فرو می ریزند. در واقع، ممکن است بار بزرگ ستاره بودن دلیل این کار باشد. عده کمی مرتکب تخلفات عجله ای می شوند، مانند فرانک رایکارد، هلندی که در سال 1990 در یک مهاجم آلمانی تف انداخت. در سال 1998، رونالدو اصلی، یک اعجوبه برزیلی، به شکلی ترسناک تر از بین رفت و قبل از فینال دچار تشنج شد.

فشار بیشتر شخصی و حاد است ضربات پنالتی در سال 2009، Geir Jordet از دانشکده علوم ورزشی نروژ دریافت که بازیکنان ستاره نسبت به بازیکنانی که کمتر زرق و برق دارتر هستند، احتمالاً به دلیل سنگینی انتظارات، بیشتر از دست می دهند. (به نظر می رسد که از آن زمان این تأثیر کاهش یافته است، منیت های بزرگ ظاهراً روی روال های پنالتی خود کار کرده اند.) کل تیم ها می توانند از این اهانت های مشهور رنج ببرند. تیم‌های انگلیسی در جام‌های جهانی مانند شوالیه‌هایی که اشتباه می‌کنند، تشویق می‌شوند تا شکوه از دست رفته را بازیابند. 60 سال است که دست به شمشیر در سنگ می زنند، زمین می خورند و سرشان را می کوبند.

چرا، این بار، بسیاری از نام های خیمه شب بازی در گیشه قرار گرفته اند؟ درسی برای مدیران انواع تیم ها این است که این تیم ها برای بهینه سازی دارایی های اصلی خود مهندسی شده اند. این همیشه اتفاق نمی‌افتد: قهرمانان فوتبال باشگاهی می‌توانند در تیم‌های ملی که برای استفاده حداکثری از مهارت‌هایشان تمرین نکرده‌اند، دست و پا بزنند. در این جام جهانی، استراتژی آرژانتین این است که توپ را به سمت آقای مسی در مجاورت دروازه ببرد. کریستیانو رونالدو طلسم هایی مانند ال سید فوتبالی در اطراف زمین می چرخد، اما همچنان نقطه کانونی حمله پرتغال است.

نکته قابل انتقال دیگر این است که آس ها آزادند روی کاری که بهترین کار را انجام می دهند – یعنی گل زدن – تمرکز کنند. همانطور که مدیران عاقل شرکت‌ها باران‌سازان را از کاغذبازی معاف می‌کنند، از این بازیکنان نیز انتظار نمی‌رود که دفاع زیادی انجام دهند. همکاران کمتر سرشناس اما بسیار ماهر این موضوع را مدیریت می کنند: استادان به این دلیل پیشرفت می کنند که تیم های آنها نیز خوب هستند.

بعد، مربیان آنها به طور آشکار به مردان اصلی وفادار هستند. به عنوان مثال، دیدیه دشان، سرمربی تیم ملی فرانسه، انتقادات از آقای امباپه را به دلیل عدم تمایل او به سرعت دویدن به عقب در بازی ها و همچنین مهاجمان رد کرده است. داشتن چنین پشتیبان سرسخت، از طرف رئیس و همکاران در زمین، فشار تجسم امیدهای یک کشور را بهبود می بخشد. اگر می‌خواهید ستاره‌هایتان بدرخشند، خانه‌تان را اجرا می‌کنید، تمام تلاشتان را بکنید تا آنها را شبیه ستاره کنید.

اینها نقاط عمل هستند. اما شاهکارهای آقایان امباپه، مسی و بقیه از لحاظ اخلاقی نیز آموزنده هستند. دیدگاه رایج در مورد ستاره شدن (نه فقط در فوتبال) این است که به همان اندازه که توانایی، شانس، زمان، بازاریابی و موهای خوب است. دانیل کانمن، روانشناس می نویسد: “موفقیت = استعداد + شانس”. “موفقیت بزرگ = کمی استعداد بیشتر + شانس زیاد.” به عبارت دیگر، زندگی ناعادلانه است. این جام جهانی آن دیدگاه زرد را رد می کند. در اینجا، حداقل، تبلیغات موجه است.



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا