
هنگامی که جت خصوصی اسطوره آرژانتینی در ساعت 2:26 بامداد روز شنبه برای تور سه روزه چهار شهر GOAT India Tour 2025 به زمین نشست، فرودگاه فوران کرد. دروازه 4 ورودی های بین المللی با شعار “مسی! مسی!” به دیواری از صدا تبدیل شد. هوای شب را سوراخ کرد پرچمهای آرژانتین بالای سرها به اهتزاز درآمدند، چراغ قوههای تلفن همراه مانند ستارهها میدرخشیدند و طبلها بیرحمانه میکوبیدند، در حالی که هواداران از دروازهای به دروازه دیگر هجوم میآوردند، به امید اینکه حتی یک نگاه طولانی به برنده هشت بار توپ طلا داشته باشند.
بچهها روی شانههای والدینشان مینشستند، برخی در ژاکتهایی پیچیده شده بودند که خیلی بزرگتر از آنها بودند. دانشجویان کالج به طور کامل از خواب غافل شدند. هواداران سالخورده به سنگرها تکیه داده و از خروج خودداری کردند. سرما به سختی ثبت شد – آدرنالین و انتظار جمعیت را در طول انتظار طولانی زنده نگه داشت.
اما امنیت حرف آخر را زد. مسی که توسط یک حلقه محافظ عظیم احاطه شده بود، به سرعت از یک خروجی VIP خارج شد و تحت اسکورت پلیس رانده شد. برای بسیاری که از غروب منتظر بودند، شب بدون دیدن قهرمان خود به پایان رسید. فقط تعداد انگشت شماری از کارکنان فرودگاه منظره زودگذر مسی را دیدند که از خلیج گلف استریم V با لباس مشکی بر روی یک تی شرت سفید، پیش از ناپدید شدن در کاروان خارج می شد.
از فرودگاه، جنون به خیابان ها سرازیر شد. هنگامی که اخباری مبنی بر اینکه مسی در حال حرکت به سوی Hyatt Regency است، پخش شد، هواداران در جادههای تقریباً خالی، اسکوترها و اتومبیلهایی که از دور کاروان را دنبال میکردند، مسابقه دادند. زمانی که موتورسیکلت در حدود ساعت 3:30 صبح به هتل رسید، جمعیت دیگری – به همان اندازه مصمم و بی خواب – از قبل منتظر بودند.
در داخل Hyatt Regency، هرج و مرج جایگزین آرامش شد. در حالی که هواداران با سرعت در راهروها نام مسی را فریاد می زدند، لابی با شعارهایی منعکس شد. پیراهنهای آبی آسمانی، روسریها و پرچمهای آرژانتین فضا را به یک منطقه هواداران بداهه آلبی سلسته تبدیل کردند. حامیان خسته روی مبل ها فرو ریختند، دیگران بی وقفه قدم می زدند، چشم ها به آسانسورها و ورودی ها خیره شده بودند.
خانواده ها هتل را به کمپ اصلی خود تبدیل کرده بودند. مادران نوزادان در حال گریه را آرام می کردند در حالی که نوجوانان تمرین می کردند اگر مسی را ببینند چه می گویند. برخی از هواداران صرفاً برای نزدیک ماندن به افسانه اتاق رزرو کرده بودند، امیدوار بودند که شانس تا صبح مسیرشان را تغییر دهد. با ورود مسی به سوئیت خود، نیروهای امنیتی کل طبقه هفتم را مسدود کردند و مطمئن شدند که هیچ حرکتی در نزدیکی اتاقش وجود ندارد.
در بیرون، دیوانگی حاضر به خاموش شدن نشد. فروشندگان خیابانی با فروش پیراهنها و پرچمهای شماره 10 مسی به تجارت می پرداختند. طرفداران با کلاه گیس و رنگهای آرژانتینی عکس گرفتند و علیرغم شدت گرفتن سرما با نزدیک شدن به سحر، از رفتن خودداری کردند. خواب بی ربط شد – آنها اصرار داشتند که این تاریخ در شهر آنها آشکار می شود.
کلکته، شهری که مدتها غرق در فولکلور فوتبال بود، بار دیگر تسلیم یک افسانه شد. برای یک شب طولانی، فرودگاهها، جادهها و لابی هتل به صحنههای فداکاری تبدیل شدند، زیرا ورود مسی تاریکی زمستانی را به جشنوارهای از سر و صدا، امید و احساسات فیلتر نشده تبدیل کرد.

