4 دلیلی که من تماشای فیلم را در رایانه شخصی خود متوقف کردم (و شما نیز باید)

با وجود اینکه مدرک سینما دارم، اما سعی میکنم از پاکبازی سینما پرهیز کنم. من در واقع قبل از گرفتن مدرک بیشتر از یک نفر بودم — دوست داشتم هر فیلمی یک رویداد کوچک باشد، چراغها کم باشد، تنقلات آماده باشند، و حواسپرتیها صفر باشد. این روزها، هنوز هم این روش ترجیحی من برای تماشای چیزی است، اما به من خوش گذشت تماشای فیلم در iPad. در یک پرواز طولانی، یک صفحه نمایش 11 اینچی و هدفون حذف نویز ساعت ها را ناپدید کن
با این حال، به عنوان یک قاعده، یک دستگاه وجود دارد که من هرگز از آن برای فیلم استفاده نمی کنم، و آن لپ تاپ من است. با توجه به صفحه نمایش بزرگتر، فضای ذخیره سازی بیشتر و اسب بخار بیشتر، فکر می کنید که این بسیار بهتر از یک آیپد خواهد بود. با این حال چه من در خانه باشم یا مسافرت، عوامل مختلفی وجود دارد که به این معنی است که من فقط از لپ تاپ خود به عنوان آخرین راه حل استفاده خواهم کرد.
شما نمی توانید با کامپیوتر راحت باشید
به هر حال معمولا نه
معروف، کارگردان دیوید لینچ استدلال می کرد که اگر فیلمی را با تلفن یا رایانه تماشا می کنید، از تجربه واقعی “فریب خورده اید”. من با این دیدگاه موافقم، اما چند چیز به نفع یک تلفن همراه است: اندازه و وزن. میتوانید تلفن خود را در هر جایی بیاورید و اغلب آنقدر راحت باشید که ساعتها تماشا کنید. هک، در حالی که من در آیفون خود فیلم تماشا نمی کنم، زمانی که من فیلم های یوتیوب را پخش می کنم برو بخواب، فقط گوشی را به حالت افقی در حالی که روی شارژر می نشیند کج کنید.
در تعادل، من ترجیح می دهم حداکثر قابلیت حمل یا حداکثر غوطه وری را به جای نوعی سازش انتخاب کنم.
از نظر فاکتورهای فرم، رایانه های شخصی حد وسط عجیبی را اشغال می کنند. لپتاپها بزرگتر و سنگینتر از یک تلفن یا تبلت هستند، به این معنی که همراه داشتن آنها دست و پا گیر هستند و از قضا، کمتر مناسب دامان شما هستند. میزهای رومیزی بدتر هستند، معمولاً شما را مجبور می کنند تمام مدت به صورت عمودی روی یک صندلی بنشینید. برعکس، در حالی که من نمیتوانم تلویزیون 65 اینچی را به دلخواهم جابجا کنم، مزیت یک صفحه نمایش غولپیکر این است که میتوانم خودم را به هر نحوی که دوست دارم قرار دهم.
قبل از اینکه چیزی بگویی، می دانم که راحت بودن با کامپیوتر غیرممکن نیست. برای مثال ممکن است در حالی که روی کاناپه دراز کشیده اید، لپ تاپ خود را روی میز قهوه بنشینید. برخی از افراد صندلی های تکیه گاه در جلوی میز کار خود دارند. با این حال، این گزینهها برای همه نیستند، و در حالت تعادل، من ترجیح میدهم حداکثر قابلیت حمل یا حداکثر غوطهوری را به جای نوعی سازش انتخاب کنم.
پشتیبانی از HDR چندان عالی نیست
زمان هایی که در حال تغییر هستند
مسلماً این شکایت بستگی زیادی به مشخصات دارد. اگر یک کارت گرافیک مناسب و یک مانیتور OLED پیشرفته دارید، ممکن است در حال حاضر در حال تماشای ویدیوها باشید. دالبی ویژن. اما تعداد شگفتانگیزی از برنامهها و دستگاهها از تمام استانداردهای HDR (محدوده دینامیکی بالا) که انتظار دارید یا در برخی موارد، اصلاً HDR را پشتیبانی نمیکنند. تنها استانداردی که به نظر می رسد در رایانه های شخصی ویندوز 11 عملاً وجود داشته باشد، HDR10 است. این بهتر از هیچ است، اما از متادیتای ثابت استفاده می کند، به این معنی که نمی تواند فریم به فریم یا حتی صحنه به صحنه را تطبیق دهد. شما بهترین هایلایت ها و جزئیات سایه ممکن را دریافت نمی کنید.
همچنین، بدون نمایشگر OLED، HDR در صفحه نمایش رایانه های شخصی نسبت به تلویزیون کمتر نمایشگر است. این شوکه کننده نیست، با توجه به اینکه آنها از پنل های کوچکتری استفاده می کنند که به اندازه تماشای ویدیو برای مرور وب طراحی شده اند و نمی توانند به خوبی روشن شوند. برای اینکه HDR بیشترین تاثیر را داشته باشد، هایلایت ها باید چشمگیر باشند. زمانی که شما خوش شانس باشید که یک ال سی دی با توان 500 نیت تهیه کنید، این یک سفارش بسیار زیاد است – بسیاری از تلویزیون ها بالای 1000 هستند.
من برای لذت بردن از یک فیلم نیازی به HDR ندارم. وقتی همه چیز از کیفیت DVD به HD تغییر کرد، به اندازه کافی خوشحال شدم. فقط این است که وقتی به درستی انجام شود، HDR پویا رنگ و جزئیات را بیشتر از چیزی در 4K بالا می برد. من امیدوارم که پشتیبانی از رایانه شخصی در چند سال آینده پایدارتر شود.
بهترین صدا احتمالاً در دسترس نیست
AirPods شما ممکن است کافی نباشد
برخی از افراد سرمایه گذاری زیادی روی صدای رایانه شخصی خود می کنند. در مورد من، من یک Echo Studio برای گوش دادن به موسیقی، و یک مجموعه هدفون HyperX برای بازی و جلسات دارم. پخشکنندهها، پادکستها و نوازندگان اغلب برای تجهیزات استودیویی هزینه میکنند، حداقل اگر در سطح حرفهای کار میکنند.
نکته این است که حتی آن تجهیزات در مورد فیلم ها نیز می توانند پایین تر باشند. فرض کنید یک جفت هدفون درجه یک دارید، با وضوح عالی، باس عمیق، Dolby Atmosو یک اتصال 2.4 گیگاهرتز یا USB-C برای به حداکثر رساندن نرخ بیت و به حداقل رساندن تأخیر. افکتهای Atmos در بهترین حالت به خوبی شبیهسازی میشوند، زیرا از طریق درایورهای استریو میآیند. در عین حال، راحتی هدفون را می توان از دست داد. متوجه شدم که بعد از چند ساعت، حتی مخملترین مدلها هم گوشهایم را بیش از حد داغ و عرق میکنند.
طبیعتاً میتوانید با بلندگوهای خارجی مشکلات راحتی یا صدای فضایی را برطرف کنید، اما احتمال اینکه نوار صوتی با کیفیت بالا و با قابلیت Atmos یا تنظیم چند بلندگو برای رایانه شخصی خود داشته باشید کم است. مگر اینکه یک تولید کننده یا یک گیمر سرسخت باشید، احتمالا بهترین بلندگوها را برای اتاق نشیمن خود رزرو کرده اید.
بسیاری از مردم حتی به اندازه کافی خوش شانس نیستند که وضوح یا باس عالی داشته باشند، چه رسد به Atmos. آنها بلندگوهای استریو ارزانی دارند، یا شاید همان هدفون های بلوتوثی که برای برقراری تماس با تلفن خود استفاده می کنند. اشتباه نکنید – برخی از هدفونهای بیسیم شگفتانگیز هستند و از هدفونهای روگوشی برای بوت کردن راحتتر هستند. با این حال، بلوتوث تنها ایده خوبی است، اگر هم جوانه های شما و هم رایانه شخصی شما از کدک های وفاداری و تأخیر یکسانی پشتیبانی می کنند.
می تواند حواس پرتی بیش از حد باشد
وقتی یک نعمت تبدیل به نفرین می شود
رایانه های شخصی این روزها در واقع بسیار محبوب هستند، علی رغم هزینه هایشان، و این واقعیت که تلفن ها، تبلت ها و کنسول ها به تدریج قدرتمندتر می شوند. توضیح ساده است – یک رایانه شخصی می تواند همه این کارها را انجام دهد و معمولاً بهتر است، به جز بخش قابل حمل. اگر به هر حال نیاز به خرج کردن 1000 دلار برای یک رایانه شخصی دارید، میتواند منطقیتر باشد که پول اضافی را که برای محصولات دیگر خرج میکنید به یک دستگاه با مشخصات برتر منتقل کنید. برای بازی، رایانه شخصی در درازمدت میتواند مقرون به صرفهتر باشد، زیرا سازندگان کنسول اغلب از دادن تخفیفهای عمیق روی بازیها بیزارند. من به سمت شما نگاه می کنم، نینتندو.
برای استفاده حداکثری از یک فیلم، دوست دارم تنش را بالا نگه دارم و داستان را در حافظه خود تازه نگه دارم.
این نقاط قوت در واقع می تواند یک رایانه شخصی را برای برخی از کاربران وحشتناک کند. اگر گیمر هستید، ممکن است وسوسه شوید که به PUBG یا Balatro بروید. افراد معتاد به کار ممکن است وسوسه شوند که Asana یا Slack را بررسی کنند. و مهم نیست که چه کسی هستید، مگر اینکه آنها را ساکت کنید، ممکن است توسط ایمیل یا اعلانهای چت فریفته شوید. من با ADHD دست و پنجه نرم می کنم، بنابراین به همان اندازه که فیلم را دوست دارم، بیشتر از اینکه جلوی تلویزیون ببینم، روی رایانه شخصی بررسی می کنم.
شما ممکن است این را یک معامله بزرگ در نظر نگیرید. نکته این است که از همه چیز لذت ببرید، بنابراین پرش به هر چیزی که دوست دارید کاملاً معتبر است. با این حال، برای اینکه از یک فیلم حداکثر بهره را ببرم، دوست دارم تنش را بالا نگه دارم و داستان را در حافظه خود تازه نگه دارم. اگر یک استراحت 30 دقیقه ای بالاترو درست قبل از صحنه تعقیب و گریز بزرگ وجود داشته باشد، سخت است.

