
جود بلینگهام فقط در مسابقات بزرگ بازی نمی کند. به نظر می رسد که او آنها را قبل از دیگران می شناسد، دمای عاطفی آنها را اندازه می گیرد و سپس وارد گرم ترین قسمت شب می شود که گویی متعلق به اوست.
در مقابل مکزیک در آزتکا، انگلیس به چیزی بیش از استعداد نیاز داشت. نیاز به اعصاب داشتند. آنها به کسی نیاز داشتند که بتواند سر و صدای یک استادیوم متخاصم، فشار یک مسابقه حذفی جام جهانی، وزن کشوری که منتظر یک زمین خوردن دیگر است را از بین ببرد. بلینگهام این را در خالصترین شکل خود به آنها داد: دو گل در 98 ثانیه، دو ضربه مشت به قدری سریع که مکزیک به سختی فرصت داشت اولین را قبل از فرود دومی بفهمد. انگلیس در نهایت 3-2 پیروز شد و از کارت قرمز، ارتفاع، فشار و تماشاگران خانگی سرسخت جان سالم به در برد، اما بازی از قبل با مداخله بلینگهام شکل گرفته بود.
بلینگهام همین است. تأثیر او همیشه تدریجی نیست. گاهی مثل هوا می رسد. یک لحظه یک مسابقه متشنج، ناجور، در انتظار یک رهبر است. بعد، آن را به دور خودش خم کرده است.
هدیه بلینگهام زمان بندی است، نه فقط استعداد
بسیاری از فوتبالیست ها هدایایی دارند. بلینگهام زمان بندی دارد. او درک می کند که یک مسابقه چه زمانی به کنترل نیاز دارد و چه زمانی به خشونت نیاز دارد. او می داند که چه زمانی باید توپ را در حرکت نگه دارد و چه زمانی ساختار را بشکند. او در بازی مقابل مکزیک، نیمه اول را صرف نکرد تا بهترین بازیکن زمین به نظر برسد. او صبر کرد. او تماشا کرد. سپس وقتی فرصت باز شد با اطمینان شخصی که پایان را دیده بود به بازی حمله کرد.
به همین دلیل است که برچسب “بازیکن بزرگ” بیشتر از بقیه برای او مناسب است. فقط گلزنی در مسابقات معروف نیست. این در مورد ماهیت آن اهداف است. ضربه بالای سر او مقابل اسلواکی در یورو 2024 زمانی اتفاق افتاد که انگلیس چند ثانیه با حذف فاصله داشت. برنده او در برابر صربستان در همان تورنمنت، زمانی که انگلیس هنوز در حال تلاش برای نفس کشیدن بود، در همان تورنمنت با یک بازی فشرده روبرو شد. داستان کلاسیکو او در رئال مادرید از همین الگو پیروی کرده است: گلهای دیرهنگام، گلهای برگشتی، گلهای قهرمانی، لحظاتی که بازی از نظر احساسی گرانترین حالت خود را دارد.
این بریس مکزیک اکنون به این مجموعه میپیوندد، اما ممکن است وزن متفاوتی داشته باشد. این فوتبال باشگاهی نبود، جایی که همیشه یک مسابقه دیگر، یک هفته دیگر، یک رقابت دیگر وجود دارد. این یک تساوی حذفی جام جهانی در یکی از مشهورترین استادیوم های فوتبال بود. آزتکا اسطوره های خودش را دارد، ارواح خودش را دارد، بی رحمی خودش را دارد. بلینگهام فقط از آن موقعیت جان سالم به در نبرد. خودش را به آن تحمیل کرد.
چیزی که او را خطرناک می کند این است که او بدن یک هافبک مدرن و غرایز یک برنده بازی قدیمی را دارد. او می تواند فشار دهد، بدود، دوئل کند، حمل کند و متصل شود. اما در داخل جعبه، او چیز کمیابتری دارد: آرامش یک مهاجم که معتقد است لحظهای به دلیلی به سراغش آمده است. اتمام کار او شتابزده به نظر نمی رسد. جشن های او شگفت زده به نظر نمی رسد. که داستان خودش را می گوید.
همچنین بخوانید: انگلیس از رعد و برق، سر و صدا و مبارزه مکزیک جان سالم به در می برد در حالی که بلینگهام یک فرار وحشیانه از جام جهانی در آزتکا را رقم می زند.
انگلیس اغلب فوتبالیست های با استعدادی تولید کرده است که وقتی صحنه بزرگتر می شد کوچکتر به نظر می رسیدند. بلینگهام برعکس این احساس را دارد. هر چه اتاق بزرگتر باشد، به طور طبیعی آن را پر می کند. او به نظر نمی رسد تحت فشار انتظارات; به نظر می رسد که توسط آن فعال شده است.
این بدان معنا نیست که او همیشه نجات خواهد داد انگلستان فوتبال بیش از حد بی رحمانه و تصادفی است. اما اکنون شواهد کافی وجود دارد که بگوییم این تصادفی نیست. صربستان، اسلواکی، بارسلونا، مکزیک – پیراهن های مختلف، مسابقات مختلف، الگوی مشابه.
بلینگهام به بازیکنی تبدیل شده است که انگلیس به آن نگاه می کند، زمانی که مسابقه شروع به باریک شدن می کند، زمانی که زمان شروع به سنگین شدن می کند، زمانی که فیلمنامه از کسی می خواهد که آنقدر شجاع باشد که آن را پاره کند. در مقابل مکزیک، او فقط یک بار دیگر ارائه نکرد. او این ایده را تقویت کرد که بهترین کیفیت او فنی، فیزیکی یا تاکتیکی نیست. مزاجی است.
جود بلینگهام دارای DNA بزرگی است و در چنین شب هایی، انگلیس به سادگی از آن بهره نمی برد. به خاطر آن زنده می مانند.

