فوتبالورزشی

چگونه لوئیس د لا فوئنته اسپانیا را به کامل‌ترین تیم فوتبال تبدیل کرد و یک قهرمانی باشکوه در جام جهانی را رقم زد.


در نگاه اول، لوئیس د لا فوئنته به راحتی با یک استاد کالج اشتباه گرفته می شود – آرام، سنجیده و عالمانه، به سختی شخصیتی که شاگردانش را مرعوب کند. با این حال، این بازیکن 65 ساله در دورانی بزرگ شد که فوتبال اسپانیا بر اساس کسانی بود که از این تکل جان سالم به در بردند، نه اینکه چه کسی از آن تکل عبور کرد. او به عنوان مدافع چپ باشگاه اتلتیک، 196 بازی در دهه 1980 و اوایل دهه 1990 انجام داد و روزی که آندونی گویکوتشیا مچ پای دیگو مارادونا را در مسابقه بدنام “قصاب بیلبائو” شکست، در زمین حضور داشت.

لوئیس د لا فوئنته، سرمربی اسپانیا، جام برنده جام جهانی فیفا را پس از پیروزی تیم پس از بازی فینال جام جهانی 2026 بلند می کند (گتی ایماژ از طریق خبرگزاری فرانسه)

چهار دهه بعد، د لا فوئنته آرام ترین و کامل ترین قسمت اسپانیا را ساخت. آنها در طول جام جهانی فقط یک گل دریافت کردند، کمترین قهرمانی تا به حال توسط یک قهرمان مردان، و با بازی با وضوح قابل توجه به جای هرج و مرج، بزرگترین جایزه فوتبال را پس گرفت. اما این هرگز یک نسل طلایی نبود که به سادگی به آستان او برسد. او خودش آن را ساخت و بازیکنان را در تیم‌های زیر 19 ساله، زیر 21 ساله‌ها و المپیک اسپانیا راهنمایی کرد و سپس آنها را به یک تیم بزرگسال تبدیل کرد که ایده‌آل‌های فوتبالی او را منعکس می‌کرد. و در حالی که مقایسه با تیم قهرمان جام جهانی 2010 اجتناب ناپذیر بود، د لا فوئنته در برابر وسوسه بازسازی تیکی تاکا مقاومت کرد. در عوض، او آن را مدرن کرد.

چیزی که اسپانیا را به سخت ترین تیم تبدیل کرد

یورو 2024 در مورد شکستن ارتدکس قدیمی بود. د لا فوئنته طرفی را به ارث برد که اغلب خود را با مالکیت عقیم خفه می کرد. بزرگترین تغییر او این بود که توپ را به سرعت برای لمینه یامال و نیکو ویلیامز به فضا برساند و به آنها اعتماد کرد تا مدافعان را تک به تک حمله کنند. این قمار نتیجه داد زیرا اسپانیا بارها و بارها از طریق ترکیب های گسترده گلزنی کرد و سهم تعیین کننده ای از بازیکنانی که از روی نیمکت می آمدند را دریافت کرد.

در جام جهانی، او این طرح را بیشتر اصلاح کرد.

اسپانیا اغلب به شکل 2-3-5 در مالکیت تبدیل می شد. هافبک‌های میانی در هنگام آماده‌سازی، بیشتر از دنی اولمو، که بین خطوط کار می‌کرد، به مدافعان میانی نزدیک‌تر می‌شدند. این ساختار قبل از تعویض سریع بازی از طریق مدافعان کناری، حریفان را وسوسه کرد که از فرم خارج شوند. این یک تکامل آهسته‌تر و به مراتب سخت‌تر از بازی سنتی مالکیت اسپانیا بود، چیزی که باعث می‌شد به هم ریختن آن‌ها تقریبا غیرممکن شود.

هر ناک اوتی اسپانیا متفاوتی را می طلبید

اسپانیا برای شکست دادن هر حریفی به یک سیستم متکی نبود. در هر صورت، دور حذفی آنها تیمی را نشان داد که قادر به تطبیق بدون به خطر انداختن هویت خود است. در برابر هر وزنه سنگین، د لا فوئنته طرحی طراحی کرد و اسپانیا آن را با دقت بی رحمانه ای اجرا کرد.

مقابل پرتغال در مرحله یک هشتم نهایی، هر دو تیم با 4-2-3-1 صف آرایی کردند و تا حد زیادی یکدیگر را برای مدت طولانی لغو کردند. تعدیل ظریف د لا فوئنته این بود که وقتی اسپانیا در نیمه پرتغال مستقر شد، پدری را از دابل پیوت بالاتر برد. رودری در پایه خط میانی تنها ماند و در حالی که سرعت را دیکته می کرد، تغییرات را بررسی می کرد. این به طور موثر بدون به خطر انداختن تعادل دفاعی، یک مهاجم اضافی بین خطوط به اسپانیا داد.

در دفاع، پائو کوبارسی 19 ساله وظیفه زیر سایه زدن کریستیانو رونالدو را بر عهده داشت. او این کار را عالی انجام داد و کاپیتان پرتغالی را از هرگونه نفوذ معنادار در مناطق خطرناک محروم کرد.

نیمه‌نهایی مقابل فرانسه که به عنوان «بهترین حمله در برابر بهترین دفاع» نام‌گذاری می‌شود، به جای آن در خط میانی تصمیم‌گیری شد. رودری در مرکز همه چیز بود. هر حمله فرانسوی ها در نهایت به برنده توپ طلای 2024 منجر می شد. رودری چه پاس‌ها را قطع کند، چه شکستن بازی یا بازیافت مالکیت با آرامش، ریتم مسابقه را دیکته می‌کند. او در کنار فابیان روئیز و دنی اولمو، وسط پارک را به طور کامل کنترل کرد و فرانسه را از قلمرو و زمان گرسنه کرد.

خط هافبک فرانسه به سرعت از راه‌حل‌ها رو به رو شد، زیرا اسپانیا دائماً از آنها بیشتر می‌شد، از هر زاویه‌ای پرس می‌کرد و مانع از پیشرفت پاک در یک سوم شد. کیلیان امباپه و عثمان دمبله در انزوا باقی ماندند، در حالی که برنده نهایی کفش طلا موفق به ثبت یک شوت هم نشد.

اسپانیا با نتیجه 22 بر 14 فرانسه را شکست داد، در 14 تکل از آن 8 تکل فرانسه پیروز شد و 55.9 درصد از کل دوئل ها را به خود اختصاص داد که ضعیف ترین درصد پیروزی فرانسه در دوئل در یک بازی جام جهانی برای نزدیک به پنج دهه است.

طرحی مشابه آرژانتین را در فینال از بین برد.

اسپانیا به سادگی خط عرضه لیونل مسی را قطع کرد. کاپیتان آرژانتینی که با 8 گل و 4 پاس گل وارد فینال شده بود، بیشتر شب را در جستجوی مالکیت سپری کرد. اسپانیا 60 درصد توپ را در اختیار داشت، 774 پاس از 896 پاس خود را تکمیل کرد و پس از دقیقه 118، آرژانتین را تنها به دو بار تقلیل داد، که هیچ کدام از آنای سیمون آزمایشی انجام ندادند.

هنگامی که اخراج انزو فرناندز تعادل را بیشتر کرد، اسپانیا با آرامش قبل از تعویض ویلیامز و فران تورس برای موفقیت تعیین کننده در وقت اضافه با هم ترکیب شدند.

جنگجویان خاموش اسپانیا

بخش عمده ای از توجهات به درستی متوجه رودری و خط هافبک اسپانیا شد، اما کوبارسی و آیمریک لاپورته به همان اندازه در ساخت بهترین دفاع تورنمنت تأثیرگذار بودند.

کوبارسی 668 پاس را در جام جهانی انجام داد و تنها پس از رودری، در رده دوم قرار گرفت، در حالی که لاپورته 618 پاس دیگر را به دست آورد. این نتیجه قابل توجه برای یک جفت مدافع میانی بود که حول یک بازیکن 19 ساله و یک کهنه کار ساخته شده بود که دو فصل قبل را صرف بازسازی حرفه خود دور از نخبگان اروپا کرده بود.

کوبارسی خود را به عنوان یکی از ستارگان این مسابقات معرفی کرد. او کریستیانو رونالدو را به خوبی مقابل پرتغال تحت الشعاع قرار داد، 10 مداخله دفاعی در برابر فرانسه انجام داد و آن را با نمایشی متشکل دیگر در فینال مقابل آرژانتین دنبال کرد. او به شایستگی با دریافت جایزه بهترین بازیکن جوان مسابقات کنار رفت.

در دو طرف آنها، مارک کوکورلا و پدرو پورو عرضی را ارائه کردند که باعث شد سیستم اسپانیا تیک تیک بزند.

با باریک بودن پنج نفر جلو، هر دو مدافع کناری به طور مداوم زمین را گسترش دادند، در مناطق پیشرفته همپوشانی کردند و به عنوان مرد یدکی در یک سوم پایانی حاضر شدند. موقعیت یابی ماجراجویانه پوررو گل های مهمی را در برابر اتریش و فرانسه ایجاد کرد، در حالی که کوکورلا مکرراً با میکل اویارزابال در سمت چپ ترکیب شد و در طول دور حذفی دو پاس گل داد.

با این حال، در خارج از مالکیت، آنها به همان اندازه مهم بودند. هر دو با سرعتی شگفت‌انگیز مناطق وسیعی را بستند و اطمینان حاصل کردند که مدافعان میانی اسپانیا به ندرت به موقعیت‌های ناراحت کننده کشیده می‌شوند.

پرس زدن که اشتباهات را به موقعیت تبدیل کرد

اگر اسپانیا با توپ صبور بود، بدون آن کاملاً بی رحم بود. هیچ تیمی بیشتر از لاروخا مالکیت توپ را در سومین حمله به دست نیاورد. اسپانیا تقریباً 9 بار در هر بازی در داخل نیمه حریف توپ را به دست می آورد، پس از آلمان در طول مسابقات، در حالی که به طور متوسط ​​تنها 11.6 ثانیه زمان می برد تا پس از از دست دادن مالکیت توپ، سریع ترین زمان ریکاوری را در میان تمام نیمه نهایی ها به دست آورد.

حریفان بارها در مناطقی که سه یا چهار پیراهن اسپانیایی منتظر بودند، مجبور به اشتباه شدند.

این فشار بی امان مستقیماً به شانس تبدیل شد. تنها در فینال، اسپانیا 28 بار در داخل نیمه آرژانتین مالکیت توپ را به دست آورد، آماری که مستقیماً منجر به 10 بار ضربه زدن به دروازه شد.

رودری و اولمو: برج کنترل اسپانیا

رودری پس از دو فصل مصدومیت با منچسترسیتی به جام جهانی رسید، با این حال به نظر بازیکنی بود که در سال 2024 توپ طلا را بالای سر برد.

او 790 پاس را در طول تورنمنت انجام داد و رکورد ژاوی را از مبارزات پیروزمندانه اسپانیا در سال 2010 تحت الشعاع قرار داد و در عین حال تیمش را در لمس ها، حمل های پیشرونده و تکل های موفق رهبری کرد.

از سوی دیگر، اولمو، حریفان را بیشتر جلوتر می‌کرد. او که بین خطوط کار می کرد، مدام هافبک ها و مدافعان میانی را از موقعیت خارج می کرد و فضاهایی را ایجاد می کرد که دیگران می توانستند از آنها استفاده کنند. حرکت او در برابر فرانسه تعیین کننده بود و مکرراً ماکسنس لاکروا و دایوت اوپامکانو را از خط دفاعی دور کرد قبل از اینکه پدرو پوررو برای گلزنی وارد کانال خالی شود.

رودری و اولمو با هم به اسپانیا فرمان کامل بر هر مرحله از بازی دادند، یکی کنترل مالکیت و دیگری ساختار مخالف را از بین برد.

اختراع مجدد میکل اویارزابال

اویارزابال هرگز شبیه یک شماره 9 معمولی به نظر نمی رسید. او در بیشتر دوران حرفه ای خود، قبل از اینکه پس از بهبودی از مصدومیت جدی ACL که در سال 2022 او را برای تقریباً یک سال از میادین دور کرد، دوباره به عنوان یک وینگر عمل کرد. این تغییر در این جام جهانی، جایی که او با 9 گل به عنوان بهترین گلزن اسپانیا به پایان رسید، به طرز چشمگیری نتیجه داد.

برخلاف بسیاری از مهاجمان مدرن، اویارزابال دائماً وارد خط میانی می‌شد، بازی‌های مرتبط را انجام می‌داد، فضایی را برای ویلیامز و یامال ایجاد می‌کرد تا از موقعیت‌های وسیع حمله کنند، و سپس با هوشمندی قابل‌توجهی دویدن خود را در محوطه جریمه زمان‌بندی می‌کرد. حرکت او باعث شد که حمله اسپانیا غیرقابل پیش بینی باشد.

در مقابل فرانسه، موقعیت هوشمندانه او بود که بارها مدافعان میانی را از فرم خارج کرد و مسیری را باز کرد که پوررو از آن برای گلزنی استفاده کرد. در فینال، او دوباره افتخار شخصی را فدا کرد، و قبل از اینکه ویلیامز مالکیت توپ را برای برنده وقت اضافه تورس بازیافت کند، بیشتر حملات خود را به هم پیوند زد.

او تورنمنت را به عنوان بهترین گلزن اسپانیا به پایان رساند، با این حال بزرگترین سهم او بهبود همه اطرافیانش بود.

همه چیز را کنار هم بگذارید و اسپانیا کامل ترین تیم جام جهانی را تولید کرد. به سادگی برنده شد زیرا هر بازیکن نقش خود را درک کرد.



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا