فوتبالورزشی

کریستیانو رونالدو صاحب یک سلسله شد، کیلیان امباپه سوالاتی داشت: درون پروژه ناتمام رئال مادرید


کریستیانو رونالدو تیمی در اطراف خود داشت، کیلیان امباپه نه: چرا رئال مادرید هنوز نمی تواند نقشه رونالدو را تکرار کند. (اینستاگرام و خبرگزاری فرانسه)

کیلیان امباپه از روز اول با مقایسه های اجتناب ناپذیر کریستیانو رونالدو روبرو شد و با انتظارات بسیار زیاد اما در شرایط بسیار متفاوت وارد برنابئو شد.

کیلیان امباپه با پیراهن رئال مادرید به راحتی به نظر می رسد، با لبه برش و اعتماد به نفس او در مقابل دروازه به طور پیوسته برمی گردد. با این حال، در حالی که لوس بلانکوس از طریق یک کمپین سخت دیگر مبارزه می کند، سؤالاتی در مورد اینکه آیا سیستم اطراف او واقعاً بهترین عملکرد را دارد یا خیر وجود دارد. امباپه پس از اولین فصل شروع بازی در سانتیاگو برنابئو، جایی که مجبور شد خود را با نقش ناآشنا در شماره 9 تطبیق دهد، اکنون به نقطه مرکزی خط حمله مادرید تبدیل شده است و به تدریج فضایی را که زمانی وینیسیوس جونیور اشغال کرده بود، پر می کند. در این فصل، شماره 9 جدید مادرید نیز با بهترین گلزنی کریستیانو رونالدو در یک سال تقویمی 59 برابری کرده است (که او در سال 2013 به آن دست یافت)، نقطه عطف قابل توجهی که بر نفوذ فزاینده او تأکید می کند.

پوشیدن پیراهن سفید همیشه برای امباپه اجتناب ناپذیر به نظر می رسید – رویای کودکی که به خوبی از طریق عکس های نمادین او در حال ژست گرفتن در رنگ های مادرید با پوسترهای بت خود و اسطوره باشگاه رونالدو پشت سرش ثبت شده است. پس از سال‌ها گمانه‌زنی و تقریباً از دست دادن، این رویا سرانجام در فصل گذشته به واقعیت تبدیل شد، زمانی که او پس از پایان قراردادش با پاری سن ژرمن، با انتقال رایگان به پایتخت اسپانیا آمد.

از لحظه ورود او، مقایسه با بت او رونالدو اجتناب ناپذیر بود. امباپه مانند رونالدو با انتظارات زیادی وارد برنابئو شد، اما شرایط نمی توانست متفاوت از این باشد. زمانی که رونالدو قرارداد را امضا کرد، بارسلونا در اوج قدرت خود بود و مادرید را مجبور کرد تا برای مقابله با لیونل مسی، ژاوی، اینیستا و اتوئو، از بازیکنانی مانند رونالدو، کاکا و کریم بنزما غافل شوند. در مقابل، امباپه در زمانی که بارسلونا در حال انتقال بود و به خاطر مشکلات مالی سنگینی می کرد، تازه به یک تیم رئال مادرید پیوست و یک قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را تجربه کرد.

رئال مادرید از همان لحظه ورود کریستیانو رونالدو برای ایجاد یک طرف در اطراف او، تقریباً در هر پنجره از او حمایت کرد. کریم بنزما و بعدا گرت بیل یک سیستم پشتیبانی هجومی ویرانگر را تشکیل دادند، در حالی که باشگاه به طور مداوم روی سازندگان سرمایه گذاری می کرد تا او را تغذیه کنند. مسوت اوزیل و آنخل دی ماریا با بینش و سرعت خود، سال های اولیه رونالدو را کاهش دادند، قبل از اینکه مادرید هوشمندانه به تونی کروس و لوکا مودریچ تبدیل شود، یک زوج خط میانی که یک دوره را تعریف می کند. رونالدو، بی‌رحم‌ترین گلزنی که بازی دیده است، بارها و بارها گلزنی کرد، اما ساختار اطراف او مادرید را به یک تیم فوق‌العاده تبدیل کرد که سه بار پیاپی قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد.

امباپه، با وجود تمام درخشش هایش، تاکنون از یک شبکه ایمنی برخوردار نبوده است.

فصل گذشته بر این تضاد تأکید داشت. مادرید بدون جام به پایان رسید، با دست آرسنال از لیگ قهرمانان اروپا خارج شد و بارسلونا را تماشا کرد که دوباره لیگ را پس گرفت. امباپه در ابتدا از هدایت خط به عنوان یک شماره 9 ناراحت به نظر می‌رسید، و اغلب از بازی جدا می‌شد، اگرچه به تدریج با پیشرفت فصل، ریتم خود را پیدا کرد. مسئله بزرگتر عدم حمایت پایدار در اطراف او بود. وینیسیوس جونیور و رودریگو که زمانی تعیین کننده در بزرگترین شب های اروپایی مادرید بودند، افت همزمان فرم را تحمل کردند و امباپه را بارها به دوش کشیدند.

امباپه آماده به نظر می رسد اما رئال مادرید قدرت شلیک ندارد

امباپه ریتم خود را در این فصل دوباره کشف کرده است، با این حال نمایش کلی مادرید دوباره کم شده است. آنها در لالیگا به دنبال بارسلونا هستند و در لیگ قهرمانان اروپا قانع کننده به نظر نمی رسند. توجهات روی ژابی آلونسو تشدید شده است و گمانه زنی ها در مورد آینده او با هر نتیجه ای بلندتر می شود. از زمانی که آلونسو هدایت این تیم را برعهده گرفت، امباپه جرقه خود را بازیافته و خود را به گفتگوهای توپ طلا بازگردانده است، اما اگر مادرید سطح خود را به عنوان یک واحد بالا نبرد، آن جایزه نهایی ممکن است همچنان دور از دسترس باقی بماند.

تصویر خط میانی نیز کمکی به این موضوع نکرده است. روی کاغذ، رئال مادرید از نام‌های نخبه‌ای مانند جود بلینگهام و فده والورده به خود می‌بالد، با این حال این واحد اغلب در مالکیت توپ بی‌رحمانه به نظر می‌رسد. چیزی که طرف به وضوح از دست می دهد، کنترل و تخیل لوکا مودریچ و تونی کروس است، بازیکنانی که می توانستند سرعت را دیکته کنند و با یک پاس قفل دفاعی را باز کنند. والورده شدت، تعادل و دویدن فداکارانه را به ارمغان می آورد، اما اینکه از او انتظار داشته باشیم که بازی ها را از عمق هماهنگ کند، به نقاط قوت او نمی رسد. بلینگهام، در عین حال، در یک سوم پایانی یک نیرو باقی می ماند، دیر به محوطه می رسد و با گل و انرژی روی بازی ها تاثیر می گذارد، اما او یک بازی ساز طبیعی نیست که بتواند ریتم یک مسابقه را اجرا کند. بدون یک هادی واقعی در خط میانی، حملات مادرید اغلب فاقد روانی است و مهاجمان را وادار می کند تا به تنهایی موقعیت ایجاد کنند. این شکاف در خلاقیت زندگی امباپه را سخت‌تر کرده و مشکل ساختاری را آشکار کرده است که مادرید هنوز به طور کامل حل نشده است.

ماندن یا رفتن ژابی آلونسو یک روز دیگر به بحث باقی می ماند، اما تصمیم بزرگتر رئال مادرید جای دیگری است. اگر قرار است امباپه محور اصلی این پروژه باشد، باشگاه باید کاملا متعهد شود و تیم اطراف او را شکل دهد. این بدان معناست که سؤالات سختی بپرسید که آیا وینیسیوس و رودریگو همچنان با این دیدگاه مطابقت دارند یا اینکه آیا نقش آنها نیاز به تعریف مجدد دارد. مادرید هرگز از انتخاب‌های بی‌رحمانه دوری نکرده است و پنجره‌های نقل و انتقالات آتی ممکن است دقیقاً همین را بطلبند – چشم‌اندازی تازه، جذب جسورانه و برنامه‌ای روشن که به امباپه و تیم اطرافش اجازه می‌دهد دوباره به دنبال افتخار باشند.



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا