من سعی کردم کتابی در مورد کیندل 15 ساله بخوانم

فصل تعطیلات با گرما، شادی و اوقات فراغت خانوادگی فرا می رسد – به این معنی که زمان زیادی را در اتاق خواب دوران کودکی خود سپری کنید و جعبه های ریزه کاری ها و دیگر تکه های خاطره فراموش شده را الک کنید. در روز شکرگزاری، من به طور تصادفی به چیزی شبیه گنجینه فناوری قدیمی به خاک سپرده شدم: نسل دوم Kindle.
پس از کمی دوستداشتن، متوجه شدم دستگاه باستانی احتمالاً برای بیش از یک دهه از صفحه نمایش «باطری بسیار کم» استفاده میکرد و نمیدانستم که آیا آنقدر شارژ نگه میدارد تا دوباره زنده شود. امید اندکی را که داشتم برداشتم و با پدرم یک جعبه کابل قدیمی را حفر کردم (خدا را شکر که او هیچ وقت دور نمی اندازد). ما یک میکرو یواسبی قدیمی پیدا کردیم، آن را به برق وصل کردیم و با نفس حبس منتظریم تا اتفاقی بیفتد.
نور نارنجی کوچکی که در کنار بندر به زندگی می پراکند یک معجزه بود، و پس از بیدار شدن از خواب طولانی، صفحه نمایش جوهر E صفحه بارگیری را ارائه کرد. Kindle نسل دوم قدیمی من احیا شد و من یک کپسول زمانی را در آن طرف صفحه کشف کردم که منتظر من بود. در اینجا نحوه مقایسه Kindle نمادین 2009 با Kindle Paperwhite 2024 – 15 سال تفاوت کنار هم قرار گرفته است.
تفاوت های عمده سخت افزاری
دکمه ها در سال 2009 بزرگ بودند
اولین چیزی که متوجه میشوید این است که چگونه Kindle نسل دوم دارای یک صفحه نمایش کوچک است که بالای صفحهکلید QWERTY کامل قرار دارد (چرا ما هرگز به آن نیاز داشتیم؟). سپس دکمه صفحه قبلی در سمت چپ صفحه، دو دکمه صفحه بعدی در دو طرف (آمازون واقعاً در مورد چپها فکر میکرد) و دکمه Home در سمت راست وجود دارد. همچنین در سمت راست در کنار صفحهکلید یک دکمه منو و برگشت، و همچنین یک جوی استیک کوچک مفید وجود دارد که باعث میشود مکاننما را کنترل کنید.
صفحه نمایش لمسی نیست، اگر نمی توانید از مجموعه دکمه های در اختیار من جمع آوری کنید. این یک راحتی مدرن است که من بسیار خوشحالم که خط کیندل به آن متمرکز شده است. در دنیایی که تقریباً همه دستگاههای دیگر دارای صفحه نمایش لمسی هستند، شهودیتر است، حتی اگر برخی از کاربران همچنان روی بازگردان صفحات خارجی سرمایهگذاری کنند.
دکمه پاور وجود ندارد — Kindle نسل دوم در واقع از طریق یک کلید برق کشویی فنری در بالای دستگاه روشن می شود و دقیقاً در کنار ویژگی سخت افزاری مورد علاقه من قرار دارد: جک 3.5 میلی متری هدفون. با دیدن هر دو دلتنگی مثل پشته ای از کتاب های افتاده به سرم زد. نه تنها برای آن زمان ویژگی های دیدنی و جذابی داشتند، بلکه معتقدم در کیندل مدرن به همان اندازه مفید خواهند بود.
اکنون، اگر میخواهید در سال ۲۰۲۵ به کتابهای صوتی گوش دهید، باید یک جفت هدفون بلوتوث یا یک بلندگو به دستگاه خود متصل کنید تا آنها را پخش کنید. نمیدانم کسی به آمازون گفته است که هدفونهای سیمی به عنوان یک مد آنالوگ بازگشتهاند، اما خط جدید Kindle جک هدفون را تکان میدهد و بسیاری از کاربران را در رفتوآمدهای صبحگاهی خوشحال میکند.
و آن لغزنده قدرت — بزرگترین ضرر آمازون کنار گذاشتن آن بود. حتی در سال بزرگ 2025، Kindle Paperwhite خود را اشتباه قرار می دهم و به طور تصادفی دکمه پاور را در پایین کتابخوان الکترونیکی فشار می دهم و رمان جاسوسی خود را کاملاً قطع می کنم. نوار لغزنده 15 ساله نه تنها در قسمت بالایی قرار دارد، بلکه روشن یا خاموش کردن تصادفی برق نیز بسیار دشوارتر است. اگر کیندلهای مدرن اکنون کاری انجام میدهند، ترجیح میدهم کلید برق (هر چه که باشد) در بالای دستگاه باشد.
تفاوت های نرم افزاری بین Kindles 2009 و 2024
Y2K ممکن است نمادین تر به نظر برسد، اما سال 2024 تجربه کاربر را به ماه می برد
قبلاً گفتهام، و باز هم میگویم: کیندلها، حتی نسلهای اولیه، سطح بالایی را برای همه کتابخوانهای الکترونیکی – از جمله تمام نسخههای آینده خودشان – تعیین کردند. من اکثر خریداران علاقه مند را تشویق می کنم که Kindle پایه را به جای هر یک از مدل های ارتقا یافته دیگر انتخاب کنند، زیرا این دستگاه یک بار مصرف بسیار دیدنی است. در حالی که Kindle 2009 برای خوانندگان انقلابی بود، در مقایسه با تجربه خواندن مدلهای Kindle 2024 کمرنگ است.
به کتابخانه قدیمی کیندل رفتم، که دارای 15 صفحه کتاب در قالب نمایش فهرست بود — نمای جلد آشنا که من در دستگاه های مدرن عاشقش شده بودم وجود نداشت. به داستانهایی که قبلاً در آنجا میخوردم، خندیدم – سفری به مرکز زمین اثر ژول ورن، من شماره چهار اثر پیتاکوس لور، و بسیاری از آثار کلاسیک دیگر که در میان رمانهای عاشقانه نوجوانان و سهگانههای دیستوپیایی پراکنده شده بودند. با این حال، صفحه نمایش کوچک تقریباً هر عنوان و نام نویسنده را قطع کرد، بنابراین من مجبور شدم در مورد چیزی که روی آن کلیک میکردم فرضیاتی داشته باشم.
با استفاده از جوی استیک، «بازیهای گرسنگی» را انتخاب کردم، احتمالاً یکی از آخرین کتابهایی است که قبل از ارتقا در آن دستگاه خواندهام، تا رابط کاربری را آزمایش کنم. در پایان کتاب به استقبال من آمد و با زحمت روی دکمه صفحه قبلی کلیک کردم تا جایی که به قسمت عادی داستان رسیدم. نرخ تازهسازی آهسته بود، اما نه آنقدر که برای سن خواننده الکترونیکی انتظار داشتم. با این حال، صفحه نمایش کوچک به هم ریخته است – عنوان، باتری، نوار پیشرفت و اعداد مکان مبهم همگی برای جلب توجه در کنار خود متن رقابت می کنند. تا زمانی که برای خواندن یک کیندل جدید وقت نگذارید، قابل توجه نیست – صفحه نمایش در مقایسه کاملا مینیمالیستی است.
آیا آنها روی داستان تأثیر می گذارند؟ نه. آیا آنها عامل حواس پرتی هستند؟ بله. سری Kindle 2024 تنظیمات سفارشیسازی فراوانی را در اختیار شما قرار میدهد، چیزی که نصب آن با جوی استیک کم تنظیم نسل دوم خستهکنندهتر است.
من قابلیت های صفحه نمایش لمسی خط 2024 را بسیار ترجیح می دهم. و در حالی که تنظیمات و سفارشیسازیهای بسیار بیشتری دارد، تمیز بودن رابط کاربری باعث میشود نسبت به پدربزرگ و مادربزرگ 15 سالهاش احساس خوشایندیتر داشته باشد.
خوراکی های کنجکاو
کیندل ها همیشه کار خود را انجام داده اند
تصادف با Kindle نسل دوم شبیه کشف صندوقچه گنج بود. من آنقدر از وقتم را صرف نوشتن در مورد جدیدترین کتابخوانهای الکترونیکی آمازون میکنم که به راحتی میتوان فراموش کرد که «اولین» دستگاهی وجود داشت که خط معروف را از بین برد. در حالی که من هرگز نسل اول را در اختیار نداشتم، دومی اولین کتابخوان الکترونیکی من بود و به من اجازه داد در یک هفته کتابهای بیشتری بخوانم که دهها سفر به کتابخانه میتوانست به دست آورد.
من به نوستالژی متمایل شدم و حدود یک ساعت روی کیندل قدیمی مطالعه کردم، و نسل دوم هنوز دقیقاً همان کاری را انجام می دهد که در سال 2009 بهترین عملکرد را داشت – ده ها کتاب را روی یک دستگاه قرار داد تا بتوانم همه آنها را هر کجا که می روم با خودم ببرم. با گذشت سالها، نوآوریهای نرمافزاری و سختافزاری تنها تجربه را بهبود بخشیدند، اما آن دستگاه کوچک هنوز هم میتواند کار را انجام دهد (و به خوبی).
تنها چیزی که آن را عقب نگه می دارد شارژ است — که واقعاً نمی تواند بیش از چند دقیقه آن را حفظ کند. اما از یک دستگاه قدیمی و فرسوده که بیش از آن چیزی که من بتوانم بشمارم داستان دارد چه انتظاری دارید؟ من هیچ نقطه ای را لنگر نمی اندازم.

